نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه ریزی شهری دانشگاه شهید بهشتی تهران

2 استادیار دانشکده علوم و زمین دانشگاه شهید بهشتی تهران

چکیده

همزمان با تغییر در تعریف و تفسیر فقر، سیاست­ها و روش­های مقابله با آن نیز متحول شده و از توجه به نظریات کلاسیک رشد اقتصادی به تمرکز بر روی درگیر­کردن اجتماعات محلی در فرآیند برنامه­ریزی، پیاده­سازی و مبارزه با فقر تغییر رویه داده­اند، که متأسفانه این چرخش در برنامه­های کاهش و مبارزه با فقر شهری در کشورمان کمتر مورد توجه قرار­گرفته­است. پژوهش حاضر ابتدا سعی نموده­است چارچوبی نظری برای تحلیل رابطۀ بین برنامه­ریزی توسعه اجتماعات محلی و تلاش­های کاهش فقر در سطح شهرها پی­ریزی نماید که در­این­راستا از مفاهیم کنش جمعی، سرمایۀ اجتماعی- محلیو تجلی­گاه توسعۀ اجتماعات محلی، کمک گرفته­است. متغیرهای تحقیق نیز از این سه حوزه مستخرج شده که نشان دهندۀ ظرفیت توسعۀ اجتماع محلی در برخورد با فقر است. ازروش­هایتوصیفی (اسنادی)برایدستیابیبهادبیاتتئوریک موضوعوپیمایشیبا تکمیلپرسشنامه­هایموردیومصاحبه­هایعمیق در دو محله میانه­ای­ها و زنجانی­های نعمت­آباد واقع در جنوب شهر تهران (که از آن‌ها به عنوان منطقه فقیرنشین یاد می­شود) در این تحقیق استفاده شده­است. نتایج حاصله نشان می­دهد که شش عامل میزان ترس از منفعت بیشتر دیگران در کارگروهی، میزان صرف زمان در فعالیت­های محیطی محله، میزان تمایل به تجمیع، فعالیت­های اقتصادی زنان، ترس از مشارکت کمتر دیگران در کارگروهی و در­نهایت میزان ارتباط با ارگان­های دولتی راجع به مسائل محله، به ترتیب مهمترین فاکتورهای متمایز­کنندۀ دو محله در توسعه اجتماع محلی محسوب می­شود.همچنین اگرچه در متغیرهای زمینه­ای از قبیل سن، سواد و حتی زبان و قومیّت بین دو محلۀ میانه­ای­ها و زنجانی­ها تفاوتی وجود ندارد، لیکن میانه­ای­ها ظرفیت اجتماعی بهتری برای کنش جمعی داشته که این کنش جمعی منجر به تحول اقتصادی و خروج از تلۀ فضایی فقر شده و جهش اقتصادی مناسبی را برای این محله در قیاس با محلات پیرامون به بارآورده­است. در­مجموع می­توان استنتاج نمود که این رویکرد با توجه به ویژگی­های اساسی­اش از جمله، مقتدرسازی و توانمند­سازی ساکنان محلی، هدایت تصمیم گیری­ها و تصمیم­سازی­ها به پایین­ترین سطح جغرافیایی و تکیه بر یادگیری اجتماعی می­تواند راهبرد مناسبی برای مبارزه با فقر شهری و حتی سایر حوزه­ها باشد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Collective Action, Development of Local Community and their Role in Reducing Urban Poverty Case Study: Nemat Abad, Tehran

نویسندگان [English]

  • Mohammad Eskandari Sani 1
  • Dr. Jila Sajadi 2

چکیده [English]

Simultaneously  with changing  the definition and interpretation of poverty, the policies and  anti-poverty programs have been changed and altered their  attention  from  classical theories of economic growth  to focus on the involvement of  local communities in the planning process, implementation and combat with poverty . Unfortunately such process has received less attention  in the  programs for  combating the  urban poverty in the country . firstly this article  has tried to develop a theoretical framework for analyzing the relationship between local community- based planning and poverty reduction efforts. In this regard, the concepts of collective action, social capital, and neighborhood as a location for community planning have been used.
The research variables have  been also extracted from this three  areas that represents the capacity of local community development in dealing with poverty . Descriptive methods( documentary) were used in this research  to obtain the theoretical literature, surveying, questionnaires and deep interviews in the two districts of Zanjaiha and Meyaneha of Nemat abad  located at the south part of Iran ( which is called poor areas) .
The results show that six factors including fear of more benefit of others in teamwork, spending time on the activities of the local environment, the tendency to aggregate, and the economic activities of women, fear of less participation of others in teamwork and finally connection with the state organizations about the issues of community are the most important  and distinguished factors of two neighborhoods in social development.
 Also, though the underlying variables such as age, education, ethnicity, and language among two community are not different, but Meyaneha have a better social capacity for collective action which this collective action leads to economical change and exit from poverty and brings a proper economic prosperity for this district in comparing with neighboring districts.
Generally, it can be concluded that,  this approach with respect to its  basic features including empowerment and enabling the local poor people, leading the decision makings to the lowest geographical level and  relying on social learning can be a suitable strategy for combating the  urban poverty and even other fields.

کلیدواژه‌ها [English]

  • community-based development planning
  • collective action
  • Social Capital
  • Urban poverty
  • Nemat abad