<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جغرافیا و آمایش شهری منطقه‌ای</title>
    <link>https://gaij.usb.ac.ir/</link>
    <description>جغرافیا و آمایش شهری منطقه‌ای</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل استراتژی‌های مبتنی بر زیرساخت سبز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در آمایش شهری (نمونۀ موردی: شهر بیرجند)</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9864.html</link>
      <description>با شتاب‌گیری تغییرات اقلیمی و تشدید اثرات آن بر شهرهای خشک و نیمه‌خشک، ضرورت اتخاذ رویکردهای سازگارانه مبتنی بر زیرساخت‌های سبز در آمایش شهری بیش&amp;amp;shy;ازپیش آشکار شده&amp;amp;shy;است. شهر بیرجند به&amp;amp;shy;دلیل موقعیت اقلیمی خشک، محدودیت منابع آب و گسترش نامتوازن شهری، در برابر مخاطراتی همچون: افزایش دما، جزیره حرارتی شهری، خشکسالی شدید و سیلاب‌های ناگهانی، آسیب‌پذیری بالایی دارد. با وجود مطالعات پراکنده در زمینة زیرساخت سبز در ایران، بررسی هم‌زمان عدالت فضایی، تحلیل مکانی توزیع فضاهای سبز و نقش آن‌ها در سازگاری اقلیمی در شهرهای کوچک اقلیم خشک مانند بیرجند کمتر مورد توجه قرارگرفته و خلأ پژوهشی قابل&amp;amp;shy;توجهی وجود دارد. این پژوهش، با هدف شناسایی استراتژی‌های مؤثر زیرساخت سبز برای سازگاری با تغییرات اقلیمی در آمایش شهری بیرجند، به ارزیابی عوامل مؤثر، وضعیت فعلی زیرساخت‌ها و راهبردهای بومی‌سازی پرداخته است. روش تحقیق ترکیبی (کمّی-کیفی) بوده و شامل تحلیل تغییرات پوشش گیاهی با شاخص &amp;amp;laquo;NDVI&amp;amp;raquo; (از تصاویر Sentinel-2 در بازه &amp;amp;nbsp;۲۰۱۷-۲۰۲۴)، تحلیل فضایی &amp;amp;laquo;GIS&amp;amp;raquo; (خودهمبستگی مکانی و تراکم کرنل)، تحلیل آماری &amp;amp;laquo;SPSS&amp;amp;raquo; بر روی پرسش&amp;amp;shy;نامة متخصصان (۵۰ نفر) و مصاحبه‌های کیفی با کارشناسان است. یافته‌ها نشان&amp;amp;shy;داد وضعیت زیرساخت‌های سبز شهری بیرجند در سطح متوسط روبه&amp;amp;shy;پایین قراردارد؛ توزیع فضاهای سبز نامتوازن و خوشه‌ای است (تمرکز در نواحی مرکزی و پرجمعیت، کمبود در جنوب و غرب)، اتصال ضعیف شبکه سبز خدمات اکوسیستمی را کاهش&amp;amp;shy;داده و درک عمومی و برنامه‌ریزی شهری از نقش آن‌ها در تاب‌آوری اقلیمی ناکافی است. تحلیل &amp;amp;laquo;NDVI&amp;amp;raquo; حاکی از کاهش نسبی پوشش گیاهی در دورة مورد مطالعه تحت&amp;amp;shy;تأثیر تغییرات اقلیمی و گسترش شهری است. نتایج تأکید می‌کند که راهبردهای کلیدی شامل: استفاده از گونه‌های بومی مقاوم به خشکی (تاغ، گز، زیتون تلخ)، سیستم‌های آبیاری هوشمند، ایجاد کریدورهای سبز پیوسته، توسعة فضاهای کوچک محلی و بام یا دیوار سبز و تقویت مشارکت شهروندان از طریق آموزش است. این رویکردها نه&amp;amp;shy;تنها تاب‌آوری اقلیمی و زیست‌محیطی را افزایش می‌دهند، بلکه عدالت فضایی و کیفیت زندگی را در آمایش شهری بیرجند ارتقا می‌بخشند. مطالعة حاضر با ارائة چارچوبی بومی‌سازی‌شده برای شهرهای خشک شرق ایران، گامی نوین در پُرکردن خلأهای پژوهشی موجود برمی‌دارد و پیشنهادهایی عملی برای سیاست‌گذاری یکپارچه ارائه&amp;amp;shy;می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امنیت آب کلان‌شهر زاهدان در پیوند تغییر اقلیم و هیدروپلیتیک فرامرزی حوضة هیرمند</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9734.html</link>
      <description>امنیت آب، به‌عنوان یکی از ابعاد بنیادین امنیت انسانی در دهه‌های اخیر و به‌ویژه در مناطق خشک و نیمه‌خشک جهان، به مسئله‌ای راهبردی و چندبُعدی تبدیل شده است. کلان&amp;amp;shy;شهر زاهدان، به&amp;amp;shy;دلیل قرارگیری در اقلیم خشک، رشد سریع جمعیت، گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و وابستگی منابع تأمین آب شهری به منابع برون&amp;amp;shy;مرزی (انتقال آب از چاه‌نیمه‌های زابل به زاهدان)، با سطح بالایی از آسیب‌پذیری آبی مواجه&amp;amp;shy;است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی جامع امنیت آب کلان&amp;amp;shy;شهر زاهدان، تأثیرات هم‌زمان تغییر اقلیم و مناسبات هیدروپلیتیکی حوضة آبریز فرامرزی هیرمند را بر پایداری منابع آب این شهر مورد بررسی قرارمی‌دهد. روش تحقیق از نوع کاربردی و مبتنی بر رویکرد ترکیبی (کمّی&amp;amp;ndash;کیفی) است. در بخش اقلیمی، از داده‌های پایگاه &amp;amp;laquo;CRU&amp;amp;raquo; و شاخص استاندارد بارش&amp;amp;ndash;تبخیر&amp;amp;ndash;تعرق (SPEI) در دورة 1991&amp;amp;ndash;2022 به‌منظور تحلیل روندهای دما، بارش و خشکسالی در حوضة هیرمند استفاده شده&amp;amp;shy;است. در بخش هیدروپلیتیکی، با روش تحلیل محتوای کیفی، به بررسی معاهدة 1351، اسناد و گزارش&amp;amp;shy;ها درخصوص سیاست‌ها و اقدامات زیرساختی افغانستان به‌عنوان کشور بالادست و تحلیل فضایی&amp;amp;ndash;ژئوپلیتیکی روابط دو کشور پرداخته شده است. یافته‌های اقلیمی نشان می‌دهد که حوضة هیرمند طی سه دهة اخیر، با افزایش معنادار دما، کاهش تدریجی بارش و تشدید فراوانی و شدت خشکسالی‌ها مواجه بوده است؛ به&amp;amp;shy;گونه&amp;amp;shy;ای که به&amp;amp;shy;ازای هر دهه، بارش در کلان&amp;amp;shy;شهر زاهدان 7.94 میلی&amp;amp;shy;متر کاهش یافته است؛ روندی که ظرفیت طبیعی حوضه برای تأمین پایدار آب را به‌شدت تضعیف&amp;amp;shy;کرده و وابستگی مناطق پایین‌دست، به‌ویژه زاهدان را به آورده&amp;amp;shy;های ناپایدار رودخانه افزایش داده است. از سوی دیگر، تحلیل هیدروپلیتیکی، حاکی از غلبة الگوی رقابت و هیدروهژمونی در مناسبات ایران و افغانستان است. توسعة سدها و طرح‌های انحرافی نظیر سد کمال‌خان، همراه با ضعف سازوکارهای اجرایی معاهدة ۱۳۵۱ هیرمند، فشار مضاعفی بر امنیت آب زاهدان وارد کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ناامنی آب زاهدان حاصل برهم‌کنش پیچیدة عوامل طبیعی (تغییر اقلیم) و انسانی&amp;amp;ndash;سیاسی (هیدروپلیتیک) است و تداوم آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای امنیت غذایی، اجتماعی، اقتصادی و ملی به&amp;amp;shy; همراه داشته&amp;amp;shy; باشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی و تحلیل مؤلفه های مسکن پایدار در شهر کرکوک</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9774.html</link>
      <description>مسکن به&amp;amp;shy;عنوان یکی از کاربری&amp;amp;shy;های مهم شهری است. در واقع مسکن، به&amp;amp;shy;عنوان یک مفهوم بنیادین، در ابتدا به&amp;amp;shy;مثابه یک واحد فیزیکی تعریف&amp;amp;shy;می‌شود که فضایی مشخص و محدود برای سکونت فراهم می‌آورد؛ اما مسکن دارای ابعاد دیگری هم هست؛ در خانه است که افراد احساس امنیت، آرامش و صمیمیت را تجربه&amp;amp;shy;می‌کنند و هویت فردی و اجتماعی خود را شکل&amp;amp;shy;می‌دهند. مسکن پایدار، نه&amp;amp;shy;تنها به جنبه‌های فیزیکی مسکن، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست &amp;amp;shy;محیطی آن نیز توجه&amp;amp;shy;دارد. هدف این تحقیق، ارزیابی مؤلفه&amp;amp;shy;های مسکن پایدار در شهر کرکوک است. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و از نظر هدف نیز کاربردی می‌باشد. برای جمع‌آوری داده‌ها، از روش کتابخانه&amp;amp;shy;ای و پیمایشی استفاده شده است. برای تجزیه&amp;amp;shy;وتحلیل داده&amp;amp;shy;ها نیز از نرم&amp;amp;shy;افزار &amp;amp;laquo;SPSS&amp;amp;raquo; و از آزمون&amp;amp;shy;های آماری &amp;amp;laquo;کلموگروف اسمیرنوف&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تی&amp;amp;shy; تک&amp;amp;shy;نمونه&amp;amp;shy;ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رگرسیون گام&amp;amp;shy;به&amp;amp;shy;گام&amp;amp;raquo; استفاده&amp;amp;shy;شد. نتایج حاصل از بررسی مؤلفه&amp;amp;shy;های مسکن پایدار در شهر کرکوک، نشان&amp;amp;shy;دهندة این است که مؤلفة دسترسی با میانگین 94/2 دارای بیش&amp;amp;shy;ترین رتبه بوده است و بعد از آن، مؤلفة اقتصادی در رتبة دوم با میانگین&amp;amp;nbsp; 83/2، اجتماعی در رتبة سوم با میانگین 65/2 و مؤلفة کالبدی با میانگین 51/2 در رتبة چهارم قراردارد و در نهایت، مؤلفة زیست&amp;amp;shy;محیطی با میانگین 42/2 آخرین رتبه را به&amp;amp;shy;خود اختصاص داده است. نتیجة آزمون &amp;amp;laquo;رگرسیون گام&amp;amp;shy;به&amp;amp;shy;گام&amp;amp;raquo; نشان&amp;amp;shy;داد که مؤلفة زیست&amp;amp;shy;محیطی با بتای 301/0 بیشترین تأثیر و مؤلفة اقتصادی با&amp;amp;nbsp; بتای 205/0 کمترین تأثیر را بر وضعیت مسکن پایدار شهر کرکوک دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین و ارائة مدل راهبردی مدیریت یکپارچة فضاهای عمومی در بافت‌های شهری تبریز مبتنی بر آینده‌پژوهی</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9860.html</link>
      <description>گسترش شتابان شهرنشینی و پیچیدگی‌های مدیریت شهری در کلان‌شهرهایی مانند تبریز، موجب تشدید چالش‌هایی چون اختلال در کارکرد، اُفت کیفیت زیست&amp;amp;shy;پذیری و کاهش سرزندگی فضاهای عمومی شده است. بااین‌حال، تاکنون مدل راهبردی یکپارچه مبتنی بر آینده‌پژوهی برای بافت‌های متفاوت تبریز، ارائه نشده است. مدیریت بخش&amp;amp;shy;گونه و فاقد چشم‌انداز بلندمدت این فضاها، ناتوانی در مواجهه با ناپایداری‌ها و تغییرات آینده را در پی داشته است؛ ازاین‌رو، هدف اصلی این پژوهش،&amp;amp;nbsp;تبیین و ارائة یک مدل راهبردی مدیریت یکپارچة فضاهای عمومی در بافت‌های شهری تبریز با رویکرد آینده‌پژوهی&amp;amp;nbsp;است تا با نگاهی پیش&amp;amp;shy;نگر و کل‌نگر، چارچوبی منسجم برای ارتقای پایدار این فضاها فراهم&amp;amp;shy;آورد. روش‌شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته (کیفی-کمّی) است. در مرحلة کیفی، با استفاده از روش تحلیل مضمون و مصاحبة نیمه&amp;amp;shy;ساختاریافته با 20 خبره (مدیران شهری، اساتید دانشگاه و برنامه‌ریزان شهری)، عوامل کلیدی مؤثر بر مدیریت فضاهای عمومی در افق آیندة تبریز استخراج&amp;amp;shy;شد. در مرحلة کمّی، این عوامل در قالب پرسشنامه‌ای مبتنی بر تکنیک تحلیل اثرات متقاطع میک&amp;amp;shy;مک در اختیار 30 نفر از خبرگان قرارگرفت که روایی محتوایی آن با نظر خبرگان و پایایی آن با روش بازآزمون تأیید شد تا با شناسایی پیشران‌های کلیدی و ماتریس تأثیرات متقابل تحلیل&amp;amp;shy;گردد. جهت تحلیل، از نرم‌افزار میک&amp;amp;shy;مک استفاده شد. یافته‌ها نشان&amp;amp;shy;داد که مؤلفة مشارکت ذی‌نفعان با امتیاز تأثیرگذاری ۸۸، بیشترین تأثیر را بر سیستم داشته است، درحالی‌که مؤلفة کیفیت فضای عمومی &amp;amp;nbsp;با امتیاز ۶۷ کمترین تأثیرگذاری را دارا بود. همچنین، شش عامل کلیدی بر اساس سهم اثرگذاری مستقیم و غیرمستقیم شناسایی&amp;amp;shy;شدند که در رأس آن‌ها جلب سرمایه و مشارکت بخش خصوصی با امتیاز ۷۹۸ (مستقیم) و ۶۶۰ (غیرمستقیم) قراردارد. مدل نهایی به‌صورت یک چارچوب چهار لایه ارائه&amp;amp;shy;شد که تمرکز راهبردی بر سه عامل محرک اصلی (با میانگین امتیاز بیش از ۷۳۰) را به‌عنوان مؤلفة اصلی جهت تحول سیستم پیشنهاد می‌کند. نوآوری پژوهش در تلفیق سه عنصر مدیریت یکپارچة نهادی، رویکرد آینده‌پژوهی مبتنی بر عدم قطعیت‌ها و تمایز بافت‌های شهری تبریز در قالب یک مدل راهبردی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل هم آفرینی دیجیتالی شدن در محلات حاشیه نشینی شهر مشهد</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9904.html</link>
      <description>ارتقای هم‌افزایی دیجیتالی‌شدن در محلات حاشیه‌نشین، گامی حیاتی جهت کاهش شکاف دیجیتال و محرومیت‌های اجتماعی-اقتصادی محسوب می‌شود. این امر از طریق تسهیل دسترسی به اطلاعات، تقویت مشارکت مدنی و بهبود تعامل با نهادهای خدماتی، می‌تواند به توانمندسازی ساکنین و بهبود کیفیت زندگی آنان کمک شایانی نماید. هدف این پژوهش، تحلیل هم&amp;amp;shy;آفرینی دیجیتالی&amp;amp;shy;شدن محلات حاشیه&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;نشینی شهر مشهد است. نوع تحقیق کاربردی و برای گردآوری&amp;amp;shy; داده&amp;amp;shy;ها از روش&amp;amp;shy;های کتابخانه&amp;amp;shy;ای(اسنادی) و میدانی(مشاهده و پرسش&amp;amp;shy;نامه) استفاده شده است. برای تجزیه&amp;amp;shy;وتحلیل اطلاعات از آماره توصیفی (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آماره استنباطی(t تک&amp;amp;shy;نمونه&amp;amp;shy;ای و هبستگی پیرسون) بهره&amp;amp;shy; گرفته شده است. یافته&amp;amp;shy;های تحقیق نمونه&amp;amp;shy;ای نشان می&amp;amp;shy;دهد که بین تمام شاخص&amp;amp;shy;های شش&amp;amp;shy;گانه (مشارکت دیجیتالی، تنوع ذی&amp;amp;shy;نفعان دیجیتال، شفافیت و دسترسی به اطلاعات دیجیتال، تعامل و ارتباط دوسویه دیجیتال، خروجی&amp;amp;shy;ها و دستاوردهای دیجیتالی&amp;amp;shy;شدن، رضایت مشارکت‌کنندگان از مشارکت دیجیتال) رابطة معنادار و مثبتی وجود دارد که نشان&amp;amp;shy;دهندة اثرات مثبت دیجیتالی&amp;amp;shy;شدن حاشیه&amp;amp;shy;نشینی شهری در شاخص&amp;amp;shy;های شهر مورد مطالعه می&amp;amp;shy;باشد؛ لذا بجز شاخص تعامل و ارتباط دوسویة دیجیتالی&amp;amp;shy;شدن با میانگین(00/3)، برای تمامی مؤلفه&amp;amp;shy;ها میانگین پایین&amp;amp;shy;تر از حد مطلوبیت عددی (3) بوده است؛ بنابراین، تفاوت معناداری در سطح آلفا 01/0 قابل&amp;amp;shy;مشاهده بوده و عمدتاًً به شکل مثبت ارزیابی و برآورد شده است. نتایج آزمون پیرسون نشان می‌دهد که در سطح معنی‌داری (sig = 0/000)، شاخص&amp;amp;shy;های هم&amp;amp;shy;آفرینی دیجیتالی&amp;amp;shy;شدن در محلات شهری مورد مطالعه، با هم رابطه دارند؛ به&amp;amp;shy;طوری&amp;amp;shy;که شاخص رضایت مشارکت‌کنندگان از مشارکت دیجیتال با ضریب همبستگی 0.762 بیشترین ارتباط را با متغیر اصلی پژوهش داشته است؛ در مقابل، شاخص شفافیت و دسترسی به اطلاعات دیجیتال با ضریب همبستگی 0.382 کمترین ارتباط را نشان داده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اثرات منطقة ویژة اقتصادی ارگ جدید بم، بر توسعة کالبدی سکونتگاه‌های انسانی؛ (نمونۀ موردی: ناحیة بم)</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9810.html</link>
      <description>در دو دهة اخیر، ایجاد مناطق ویژة اقتصادی در ایران، به‌عنوان ابزاری برای تسریع صنعتی‌شدن، جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و ارتقای شاخص‌های اشتغال، مورد توجه قرار گرفته است. با وجود گسترش این مناطق، پیامدهای فضایی، اجتماعی و زیست‌محیطی آن‌ها در مقیاس محلی، کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی چندبُعدی اثرات منطقة ویژة اقتصادی ارگ جدید بم بر تحولات کالبدی و اجتماعی سکونتگاه‌های پیرامونی انجام شده است. منطقة ویژة اقتصادی ارگ جدید، در شرق استان کرمان و در نزدیکی شهر بم قراردارد و یکی از قطب‌های مهم صنعتی کشور محسوب می‌شود. تمرکز صنایع به‌ویژه در بخش خودروسازی طی سال‌های اخیر، موجب جذب نیروی کار و ایجاد تغییرات قابل&amp;amp;shy;توجه در ساختار فضایی و جمعیتی سکونتگاه‌های اطراف شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی انجام شده است. داده‌ها از طریق مطالعات میدانی و سنجش‌ازدور گردآوری شدند. در بخش میدانی، ۲۲۰ پرسش&amp;amp;shy;نامه از ساکنان بومی (۱۲۰ نفر) و غیربومی (۱۰۰ نفر) جمع‌آوری&amp;amp;shy;شد. همچنین تصاویر ماهواره‌ای سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۲۵ برای بررسی تغییرات کالبدی و کاربری زمین تحلیل&amp;amp;shy;شد. داده‌ها با استفاده از آزمون &amp;amp;laquo;تی تک‌نمونه‌ای&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ضریب همبستگی پیرسون&amp;amp;raquo; مورد بررسی قرارگرفتند. نتایج نشان&amp;amp;shy;داد در بُعد اجتماعی، میزان تعلق مکانی بالاتر از میانگین نظری بود، اما شاخص‌هایی مانند: اعتماد اجتماعی، امید به آینده و تداوم سنت‌های محلی، پایین‌تر از حد متوسط قرارداشتند. در بُعد اقتصادی، فرصت‌های شغلی و فعالیت‌های خرد افزایش یافته است، اما افزایش قیمت زمین و مسکن، فشار اقتصادی بیشتری بر خانوارها وارد کرده است. در بُعد زیست‌محیطی، کاهش کیفیت منابع آب و ضعف در مدیریت پسماند و فاضلاب مشاهده شد. در بُعد کالبدی نیز رشد ساخت‌وساز و بازسازی مساکن همراه با افزایش تقاضا، موجب فشار بر زیرساخت‌های خدماتی شده است. به‌طور کلی، منطقة ویژة اقتصادی ارگ جدید، موجب بهبود شاخص‌های اشتغال و سرمایه‌گذاری شده است، اما چالش‌هایی در پایداری اجتماعی، محیط‌زیستی و بازار مسکن ایجاد کرده است؛ بنابراین، تلفیق توسعة صنعتی با مدیریت یکپارچة محیطی و اجتماعی و بازنگری در سیاست‌های کاربری زمین برای دستیابی به توسعة پایدار ضروری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی حکمرانی هماهنگ شهری در ایران با تأکید بر نقش شهرداری‌ها</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9917.html</link>
      <description>حکمرانی شهری در ایران، با چالش‌های نهادی، قانونی و مالی جدی روبه‌روست و شهرداری‌ها با وجود جایگاه قانونی خود، به&amp;amp;shy;دلیل تمرکزگرایی، محدودیت منابع پایدار و تداخل وظایف با سایر نهادها، نتوانسته‌اند نقش محوری در هماهنگی سیاست‌های شهری ایفا کنند. این خلأ موجب بحران هماهنگی نهادی، کاهش کارآمدی و افت کیفیت مدیریت شهری شده و نشان می‌دهد که نبود یک الگوی بومی و نهادی ـ حقوقی روشن برای حکمرانی هماهنگ شهری، مسئلة اصلی مدیریت شهری ایران است. هدف این پژوهش ارائة الگویی محلی برای حکمرانی شهری هماهنگ در ایران با تأکید بر نقش شهرداری‌هاست. این پژوهش با رویکرد کیفی-تحلیلی و بر پایة تحلیل نهادی و حقوقی انجام&amp;amp;shy;شد. داده‌ها از طریق مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای شامل قوانین، مقررات و گزارش‌های رسمی گردآوری و با روش تحلیل محتوا بررسی&amp;amp;shy;شدند؛ سپس، با رویکرد نهادی-سازمانی، روابط شهرداری‌ها با سایر نهادهای محلی و ملی تحلیل&amp;amp;shy;شد. در گام پایانی، از روش تحلیل لایه‌ای علّت‌ها برای شناسایی ریشه‌های عمیق بحران هماهنگی نهادی استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان&amp;amp;shy;داد شهرداری‌های ایران با وظایف گسترده، اما اختیارات محدود مواجه‌اند و تمرکزگرایی نهادی، وابستگی مالی به منابع ناپایدار، موازی‌کاری بین‌سازمانی و روایت‌های فرهنگی منفی موجب کاهش کارآمدی و مشروعیت اجتماعی مدیریت شهری شده است. نتایج نشان می‌دهد ناکارآمدی ریشه در ساختارهای نهادی، شبکه‌های قدرت و روایت‌های فرهنگی دارد و ارتقای کیفیت حکمرانی شهری تنها با انسجام نهادی، شفافیت و مشارکت اجتماعی و نگرشی جامع و هماهنگ میان سطوح نهادی، سازمانی و فرهنگی امکان‌پذیر خواهدبود</description>
    </item>
    <item>
      <title>پایش تغییرات کاربری اراضی با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای و مدل طبقه بندی شیء محور (نمونۀ موردی: دشت مهران)</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9888.html</link>
      <description>تغییرات کاربری و پوشش اراضی، از مهم&amp;amp;shy;ترین فرآیندهای محیط&amp;amp;shy;زیستی&amp;amp;ndash;اجتماعی است که بر اکوسیستم&amp;amp;shy;ها، تنوع&amp;amp;shy;زیستی و تأمین خدمات اکوسیستمی تأثیرمی&amp;amp;shy;گذارد. افزایش شهرنشینی، گسترش کشاورزی و تبدیل مراتع به اراضی زراعی، از مهم&amp;amp;shy;ترین محرک&amp;amp;shy;های تغییر کاربری هستند که می&amp;amp;shy;توانند به تخریب اراضی و کاهش پایداری منابع منجرشوند؛ از این&amp;amp;shy;رو، پایش مستمر و دقیق تغییرات کاربری پوشش اراضی، برای برنامه&amp;amp;shy;ریزی و مدیریت منابع ضروری است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تغییرات کاربری اراضی دشت مهران در استان ایلام، با استفاده از تصاویر ماهواره‌ای لندست شامل: لندست 5 برای سال 1375، لندست 7 برای سال&amp;amp;shy;های 1381 و 1389 و لندست 8 برای سال 1401 با استفاده از روش طبقه&amp;amp;shy;بندی شیء&amp;amp;shy;محور می&amp;amp;shy;باشد. برای نشان&amp;amp;shy;دادن نتایج طبقه&amp;amp;shy;بندی، از برخی شاخص&amp;amp;shy;ها مانند تجزیه&amp;amp;shy;وتحلیل مؤلفة اصلی، شاخص نرمال&amp;amp;shy;شدة تفاوت پوشش گیاهی و پایش تغییرات استفاده شد. نتایج نشان&amp;amp;shy;داد اراضی &amp;amp;shy;بدون پوشش با دقت تولیدکننده و استفاده&amp;amp;shy;کننده بالای 99 درصد مربوط به سال 1381 به&amp;amp;shy;دست آمده‌اند که نشان&amp;amp;shy;دهندة قدرت تفکیک طیفی بالایی برای داده&amp;amp;shy;های سنجش&amp;amp;shy;ازدور برای این کاربری می&amp;amp;shy;باشد. ثانیاً، با توجه به نتایج، مشاهده شد که کمترین دقت تولیدکننده و استفاده&amp;amp;shy;کننده مربوط به کاربری اراضی &amp;amp;shy;بدون &amp;amp;shy;پوشش بوده است که به&amp;amp;shy;ترتیب 79 و 77 درصد برای سال 1389 می‌باشد. همچنین سال 1401 با دقت کل 28/90 و ضریب کاپای 89/86 درصد، بیشترین دقت را در طبقه‌بندی کاربری اراضی منطقة مورد مطالعه داشته است. بیشترین تغییرات مساحت کاربری اراضی در این منطقه، مربوط به کاربری&amp;amp;shy;های کشاورزی و مرتع متوسط و فقیر می&amp;amp;shy;باشد. نتایج به&amp;amp;shy;دست&amp;amp;shy;آمدة شاخص نرمال&amp;amp;shy;شدة تفاوت پوشش گیاهی از سال 1375 تا 1401، نشان&amp;amp;shy;دهندة افزایش پوشش گیاهی در سال 1401 به&amp;amp;shy;دلیل گسترش سطح اراضی کشاورزی در این سال می&amp;amp;shy;باشد. پایش &amp;amp;shy;تغییرات نشان&amp;amp;shy;داد که بیشترین تغییرات مربوط به &amp;amp;shy;تبدیل مرتع&amp;amp;shy; متوسط به اراضی&amp;amp;shy;کشاورزی و مرتع فقیر است؛ از این&amp;amp;shy;رو نتایج حاصله می&amp;amp;shy;تواند در ارزیابی اراضی، مطالعات زیست&amp;amp;shy;محیطی، برنامه&amp;amp;shy;ریزی و مدیریت یکپارچه به&amp;amp;shy;منظور بهره‌برداری صحیح از منابع طبیعی و کاهش تخریب این منابع با ارزش، مورد استفاده قرارگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر زیست‌پذیری شهری پایدار برای سالمندان با رویکرد گراندد تئوری</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9892.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین مؤلفه‌های مؤثر بر زیست‌پذیری شهری پایدار برای سالمندان در شهر تبریز و ارائه یک مدل بومی مبتنی بر داده‌های میدانی است. پژوهش با رویکرد کیفی و روش گراندد تئوری انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۶ نفر از متخصصان و خبرگان حوزه برنامه‌ریزی و طراحی شهری، مدیریت شهری و خدمات سالمندی (اعضای هیئت علمی، مدیران و کارشناسان ارشد شهرداری تبریز، کارشناسان سازمان‌ها و نهادهای متولی امور سالمندان و خدمات اجتماعی در سطح شهر تبریز از جمله بهزیستی و علوم پزشکی گردآوری و با نمونه‌گیری هدفمند/نظری تا دستیابی به اشباع تکمیل گردید. تحلیل داده‌ها با کدگذاری باز، محوری و انتخابی بر اساس رویکرد استراوس و کوربین انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد زیست‌پذیری شهری پایدار برای سالمندان سازه‌ای چندبعدی است و در قالب ۱۰ مقوله اصلی تبیین می‌شود؛ از جمله دسترسی و تحرک‌پذیری، کیفیت محیط کالبدی و فضاهای عمومی، خدمات سلامت و مراقبت، امنیت و ایمنی، شرایط اقتصادی- معیشتی، زمینه‌های فرهنگی- اجتماعی و حمایتی، ظرفیت نهادی و برنامه‌ریزی، سرمایه و ظرفیت‌های اجتماعی- مدنی، راهبردهای مداخله‌ای و پیامدهای فردی- اجتماعی-شهری؛ نتیجه‌گیری نشان می‌دهد ارتقای زیست‌پذیری سالمندان مستلزم مداخلات یکپارچه کالبدی، خدماتی و نهادی، تقویت مشارکت سالمندان و هماهنگی بین‌بخشی در مدیریت شهری است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر سازمان پذیری فضایی منظومه های روستایی مورد: منظومه مرکزی تنکابن</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_9948.html</link>
      <description>سازمان فضایی سکونتگاه‌ها مفهومی پویا، دیالکتیکی و چندلایه است که در چارچوب پارادایم فضای رابطه‌ای و پارادایم شبکه‌ای، نه به‌عنوان ساختاری ایستا، بلکه به‌مثابه بستری برای تعاملات چندسطحی انسانی، اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی تحلیل می‌شود. برخلاف الگوهای هندسی کلاسیک، این پژوهش سازمان فضایی را فرآیندی در حال تحول می‌داند که هم از فرایندهای نهادی و اجتماعی تأثیر می‌پذیرد و هم در بازآرایی آن‌ها در سطح منطقه‌ای نقش‌آفرین است. مطالعه موردی منظومه مرکزی شهرستان تنکابن نشان می‌دهد که این منطقه در حال گذار از ساختار متمرکز قطبی با محوریت شهر تنکابن به الگوی چندمرکزی غیرمتمرکز است. این تحول فضایی، با تقویت روابط افقی میان سکونتگاه‌های هم‌سطح و پیوندهای عمودی میان سطوح مختلف سکونتگاهی، موجب شکل‌گیری شبکه‌های مکمل، کاهش تمرکزگرایی و ارتقای هم‌افزایی عملکردی منطقه‌ای شده است.پژوهش حاضر با بهره‌گیری از پارادایم کیفی و روش نظریه زمینه‌ای، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ مشارکت‌کننده و تحلیل سه‌مرحله‌ای کدگذاری در نرم‌افزار Atlas.ti، به تبیین نیروهای مؤثر بر این تحول پرداخته است. یافته‌ها نشان می‌دهد که مکانیزم‌های &amp;amp;laquo;تجمع و پراکندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تعارض و تعادل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;هم‌افزایی و همزیستی&amp;amp;raquo; به‌عنوان نیروهای محرک در سازمان‌پذیری فضایی منظومه تنکابن ایفای نقش می‌کنند. این فرآیند تحت تأثیر عوامل علی (مانند سرمایه‌داری مستغلات، توسعه حمل‌ونقل)، شرایط بستری (مزیت جغرافیایی، مجاورت فضایی) و عوامل مداخله‌گر (نظیر توسعه گردشگری، گسترش فناوری، جریان‌های ورودی جمعیت و دانش) شکل گرفته و منجر به ظهور ویژگی‌هایی چون حلقه‌های واسط، تعاملات فضایی گسترده و تقسیم کار درون‌قلمرویی شده است. در نهایت، سازمان فضایی یکپارچه شهری&amp;amp;ndash;روستایی در منظومه تنکابن، به‌عنوان ساختاری غیرخطی و تعاملی، بستری را برای توسعه متعادل و انسجام منطقه‌ای فراهم می نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش تاب‌آوری فضایی-کالبدی مقاصد گردشگری اسب براساس شاخص‌های آمایش سرزمین پایدار (نمونه موردی: استان خوزستان)</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_10017.html</link>
      <description>گردشگری اسب به عنوان یکی از شاخص‌ترین گونه‌های گردشگری ورزشی-فرهنگی، پیوندی ناگسستنی با منابع زیستی و کالبدی زمین دارد. با این حال، فقدان برنامه‌ریزی منسجم فضایی منجر به آسیب‌پذیری این مقاصد در برابر مخاطرات محیطی و کالبدی شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین مدل تاب‌آوری فضایی-کالبدی مقاصد گردشگری اسب بر اساس شاخص‌های آمایش سرزمین پایدار در استان خوزستان انجام شده است. پژهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته شامل شاخص‌های آمایش سرزمین (پایداری اکولوژیک، اقتصادی-اجتماعی و سازگاری کاربری اراضی) و مولفه‌های تاب‌آوری (تنوع، انعطاف‌پذیری و نفوذپذیری) است. جامعه آماری شامل خبرگان حوزه برنامه‌ریزی شهری، کارشناسان گردشگری و مالکان باشگاه‌های سوارکاری استان خوزستان، گردشگران محلی و متخصصین آشنا می‌باشد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری (SEM) و رویکرد حداقل مربعات جزئی (Smart-PLS) انجام پذیرفت. نتایج حاصل از تحلیل مدل ساختاری نشان می‌دهد که آمایش سرزمین پایدار (متغیر مستقل) با ضریب مسیر ۰.۸۷۷، نقشی تعیین‌کننده در تقویت تاب‌آوری فضایی-کالبدی مقاصد گردشگری اسب (متغیر وابسته) ایفا می‌کند، که در این میان سازگاری کاربری اراضی (متغیر میانجی) به عنوان کانال اصلی انتقال این تأثیر شناسایی شده است. یافته‌های مدل برآورد شده حاکی از آن است که بهبود انعطاف‌پذیری کالبدی و صیانت از کریدورهای طبیعی، بیشترین سهم را در توانمندسازی زیرساخت‌های گردشگری اسب استان خوزستان در برابر چالش‌های محیطی دارند. در مجموع، برازش بهینه مدل تایید می‌کند که با همسوسازی الگوهای توسعه فیزیکی و ظرفیت‌های اکولوژیک منطقه‌ای، می‌توان به الگویی پایدار و تاب‌آور در مدیریت فضاهای گردشگری دست یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پهنه‌بندی مکانی برای جانمایی سکونتگاه جاودان (آرامستان جدید) در حریم شهر بجنورد</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_10018.html</link>
      <description>مکانیابی آرامستان جدید در حریم شهر بجنورد نیازمند ارزیابی دقیق شرایط محیطی و موقعیتی اراضی است. در این راستا، ابتدا ماهیت توسعه شهری بجنورد و محدودیت‌های طبیعی پیرامون آن مدنظر قرار گرفت تا چارچوبی جامع برای تحلیل فراهم شود. شاخص‌های تحقیق براساس مطالعات کاربردی پیشین و مقررات و آیین‌نامه‌های بهداشتی جاری با استفاده از سیستم اطلاعات مکانی، استانداردسازی و ترکیب شده‌اند. شاخص‌های مؤثر در ارزیابی در دو دسته &amp;amp;laquo;شاخص‌های موقعیت&amp;amp;raquo; (فاصله از شهر، جهت باد غالب، دسترسی، کاربری اراضی و جهت توسعه شهر) و &amp;amp;laquo;شاخص‌های مکان&amp;amp;raquo; (جنس و مکانیک خاک، آب سطحی، توسعه آتی، عمق آب‌های زیرزمینی و زمین‌شناسی) طبقه‌بندی شده و به‌صورت لایه‌های اطلاعات مکانی در سیستم اطلاعات جغرافیایی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند. تلفیق این لایه‌ها امکان شناسایی پهنه‌های مطلوب، در پنج رده اصلی را فراهم نموده‌است. همچنین نتایج حاصل از وزن‌دهی یکسان و روش AHP مورد مقایسه قرار گرفت که نشان‌دهنده بهبود دقت و انسجام پهنه‌بندی در روش AHP است. به‌نحوی که به ترتیب 34 و 26.5 درصد از اراضی مورد مطالعه، در پهنه‌های عالی (مطلوب) ومناسب (با احتساب ضریب اهمیت شاخص‌ها) قرار می‌گیرند که در پهنه‌بندی اشاره‌شده، پهنه شمالی و شمال شرقی حائز شرایط بررسی بیشتر با توجه به &amp;amp;laquo;جهت توسعه آتی&amp;amp;raquo; شهر و &amp;amp;laquo;جهت باد غالب&amp;amp;raquo;، برای جانمایی آرامستان هستند. این رده‌بندی به تصمیم‌گیرندگان کمک می‌کند تا قابلیت‌های هر پهنه را نه‌تنها از نظر فنی، بلکه از منظر پیامدهای زیست‌محیطی و توسعه‌ای نیز مقایسه کنند. دستاورد اصلی پژوهش تولید نقشه پهنه‌بندی مکانی است؛ نقشه‌ای که می‌تواند پایه‌ای عملی برای تصمیم‌گیری مدیران شهری و هدایت فرایند انتخاب اراضی مناسب‌تر جهت جانمایی سکونتگاه جاودان یا آرامستان جدید شهر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل کلیدی مؤثر بر شادابی شهروندان در فضاهای شهری (موردمطالعه: شهر پلدختر)</title>
      <link>https://gaij.usb.ac.ir/article_10019.html</link>
      <description>این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل و ارائه راهکارهایی برای ایجاد شهری شاداب‌تر و مطلوب‌تر برای شهروندان پلدختر است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری مردم محلی و شهروندان شهری در شهر پلدختر بوده است. با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده تعداد 382 نفر از ساکنان این شهر انتخاب شد. برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات، با توجه به مدل‌ها و هدف تحقیق از پرسش‌نامه و مصاحبه ساختاریافته استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها و اطلاعات از مدل رگرسیون لجستیک (روش LM- نیوتن- مارکارد- رافسون) در نرم افزار ایویوز و مدل رادار استفاده شد. نتایج پژوهش گویای آن بود که از بین 7 عامل اصلی و کلی در سطح معنی‌داری 000/0 عامل محیط ساخته شده با ضریب تاثیر (243/0)، عامل اکولوژیکی با ضریب تاثیر (249/0)، عامل بصری با ضریب تاثیر (206/0)، عامل ذهنی با ضریب تاثیر (142/0)، و عامل سیاستی و نهادی با ضریب تاثیر (141/0) بیشترین ارتباط و اثرات را بر شادابی شهروندان در فضاهای شهر پلدختر داشته‌اند. نتایج متغیرها نیز نشان داد که قابلیت پیاده‌روی در شهر و فضاهای تفریحی و اوقات فراقت شهری، محیط خوش‌منظره/چشم‌انداز جذاب محله و شهر، فضای سبز شهری و محلات سبز و شاد در فضای شهر، دسترسی مناسب شهروندان به فضای پاک و سبز، وجود مبلمان شهری مناسب، مهم‌ترین متغیرهای موثر بر شادابی شهری در فضای شهر پلدختر بوده‌اند. نتایج تحقیق در مورد راهکارهای افزایش شادابی نیز نشان داد که از 15 راهکار شناسایی شده 5 راهکار احیای فضاهای شهر برای کاربری فرهنگی، تشویق سرمایه‌گذاری بخش خصوصی، افزایش امنیت و حس تعلق خاطر شهروندان، طراحی پیاده‌راه‌های سبز با مبلمان شهری و توسعه فضاهای سبز خطی در امتداد رودخانه کشکان مهم‌ترین راهکارهای افزایش شادابی شهر پلدختر هستند.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
